عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

اینجا خونه منه... اینجا همون جایست که گفتم میخوام حرفام را بگم همون جایی که گفتم وقتی نیستم ودلت برام تنگ شد به خونه ام بیا... اینجا فقط برای توست همه حرفام حقیقته.... به قول این آدما رسم زمونه است رسم دلای رنگارنگ آدما... یادمه گفتی فرق داری!!! گفتی نگاهت مثل آدمایی که دیدم نیست ... یادته خندیدم وباور کردم... یادته گفتم تا اخرش من هستم... یادته گفتی ازخدا میخوام اونی که من میخوام و خواست خداست تو باشی...دیدی خدا هم با ما یار نبود ... تورا محکوم نمیکنم... فقط میخوام الان که نیستی .. از این ساعتی که من را بی تو کرد وتو را بی من... فقط برات اینجا بنویسم بنویسم که چقدر دلم روز وشب سراغت را میگیره چقدر دلم میخواد باشی ... بنویسم که اگه بودی چقدر روزها وساعتهام قشنگ بود... اینجا مینویسم تا روزی که فراموشت کنم روزی که دیگه آپ نکردم بدون فراموشت کردم دوست دارم حتی اگه آدما سرزنشم کنند .. __ _█████____████ ___████__████_███ __███____████__███ __███_███___██__██ __███__███████___███ ___███_████████_████ ███_██_███████__████ _███_____████__████ __██████_____█████ ___███████__█████ ______████ _██ ______________██ _______________█ _████_________█ __█████_______█ ___████________█ ____█████______█ _________█______█ _____███_█_█__█ ____█████__█_█ ___██████___█_____█████ ____████____█___███_█████ _____██____█__██____██████ ______█___█_██_______████ _________███__________██ _________██____________█ _________█ ________█

آمار مطالب

:: کل مطالب : 779
:: کل نظرات : 214

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 6

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 17
:: باردید دیروز : 27
:: بازدید هفته : 98
:: بازدید ماه : 892
:: بازدید سال : 3155
:: بازدید کلی : 3155

♥هـــرکــس از دنیا چیــزی برداشــت ...من دست برداشـــتم♥

★ یک داستان تکان دهنده ★
یکشنبه 06 بهمن 1392 ساعت 11:32 | بازدید : 1257 | نوشته ‌شده به دست uraksozu | ( نظرات 0 )

مردی مشغول تمیز کردن ماشین نوی خودش بود.ناگهان پسر ۴ ساله اش سنگی

 

برداشت وبا آن چند خط روی بدنه ماشین کشید.مرد با عصبانیت دست پسرش را

 

گرفت و چندین بار به آن ضربه زد. او بدون اینکه متوجه باشد، با آچار

 

فرانسه ای  که دردستش داشت، این کار را می کرد!در بیمارستان، پسرک به

 

دلیل شکستگی های متعدد، انگشتانش را ازدست داد

 

وقتی  پسرک پدرش را دید، با نگاهی دردناک پرسید: بابا!! کی انگشتانم

 

دوباره رشد میکنند؟

 

مرد بسیار غمگین شد و هیچ سخنی برزبان نیاورد.. او به سمت ماشینش برگشت و

 

از روی عصبانیت چندین بار با لگد به آن ضربه زد. در حالی که ازکرده

 

خودبسیار ناراحت و پشیمانبود، جلوی ماشین نشست و به خطهایی که پسرش

http://www.hot-music.ir/wp-content/uploads/2013/04/edame.gif


کشیده بود نگاه کرد پسرش نوشته بود: «« دوستت دارم بابایی»»


روز بعـــــد آن مــــــــرد خودکشـــــــــــی کــــــرد!!!!!عصبانیت و

 

دوست داشتن هیچ حد وحدودی ندارند. دوست داشتن را انتخاب کنید تا همیشه یک

 

زندگی زیبا و دوست داشتنی داشته باشید. این را نیز به یاد داشته باشید

 

که: وسایل برای استفاده کردن هستند وانسانها برای دوست داشتن.امامشکل جهان

 

امروزاینست که انسانهامورداستفاده واقع میشوندوبه وسایل عشق ورزیده

 

میشود،بیاییدهمواره این گفته رابه یادداشته باشیم:وسایل برای استفاده

 

کردن هستند،،انسانها برای دوست داشتن هستند.مواظب افکارتان باشید آنها به

 

کلمات تبدیل می شوند. مواظب کلماتی که به زبان می آورید ، باشید ،آنها به

 

رفتارتبدیل می شوند . مواظب رفتارتان باشید ، آنهابه عادت ها تبدیل

 

میشوند ، مواظب عادت هایتان باشید آنها شخصیت شما را شکل می دهند مواظب

 

شخصیت تان باشید ،  چون سرنوشت شما را می سازند.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

سایت عاشقانه ی اورگ سوزلری

تماس باما

محل تبلیغات شما

مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟