عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

اینجا خونه منه... اینجا همون جایست که گفتم میخوام حرفام را بگم همون جایی که گفتم وقتی نیستم ودلت برام تنگ شد به خونه ام بیا... اینجا فقط برای توست همه حرفام حقیقته.... به قول این آدما رسم زمونه است رسم دلای رنگارنگ آدما... یادمه گفتی فرق داری!!! گفتی نگاهت مثل آدمایی که دیدم نیست ... یادته خندیدم وباور کردم... یادته گفتم تا اخرش من هستم... یادته گفتی ازخدا میخوام اونی که من میخوام و خواست خداست تو باشی...دیدی خدا هم با ما یار نبود ... تورا محکوم نمیکنم... فقط میخوام الان که نیستی .. از این ساعتی که من را بی تو کرد وتو را بی من... فقط برات اینجا بنویسم بنویسم که چقدر دلم روز وشب سراغت را میگیره چقدر دلم میخواد باشی ... بنویسم که اگه بودی چقدر روزها وساعتهام قشنگ بود... اینجا مینویسم تا روزی که فراموشت کنم روزی که دیگه آپ نکردم بدون فراموشت کردم دوست دارم حتی اگه آدما سرزنشم کنند .. __ _█████____████ ___████__████_███ __███____████__███ __███_███___██__██ __███__███████___███ ___███_████████_████ ███_██_███████__████ _███_____████__████ __██████_____█████ ___███████__█████ ______████ _██ ______________██ _______________█ _████_________█ __█████_______█ ___████________█ ____█████______█ _________█______█ _____███_█_█__█ ____█████__█_█ ___██████___█_____█████ ____████____█___███_█████ _____██____█__██____██████ ______█___█_██_______████ _________███__________██ _________██____________█ _________█ ________█

آمار مطالب

:: کل مطالب : 779
:: کل نظرات : 214

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 6

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1
:: باردید دیروز : 22
:: بازدید هفته : 59
:: بازدید ماه : 958
:: بازدید سال : 3112
:: بازدید کلی : 3112

♥هـــرکــس از دنیا چیــزی برداشــت ...من دست برداشـــتم♥

داستان زیبا و عاشقانه بوسه ی باران
چهارشنبه 27 آذر 1392 ساعت 21:57 | بازدید : 1319 | نوشته ‌شده به دست uraksozu | ( نظرات 3 )

http://upcity.ir/images2/05521513513371444210.jpg

باران تندي شهر را فرا گرفته بود ، تمام مردم شهر در حال دويدن به سمت خانه ي خود بودند تا در زير قطرات باران قرار نگيرند . واي چه اشتباه بزرگي چگونه مي توانم بگويم تمام مردم شهر، با اين كه ميدانم نه تنها در اين شهر بلكه در شهرهاي ديگر جهان...


                       بقیه ی داستان رادرادامه ی مطلب بخوانید...

 


هزاران آدم بي خانه و فقير وجوددارد كه

درلحظه اي كه عده اي در حال

گريختن به سمت خانه ي خود و نجات يافتن از خيس شدن هستند آنها مجبور به تحمل سختي ها و

مشكلات طبيعت هستند. آيا زماني مي رسد كه در جهان هيچ بي خانماني وجود نداشته باشد . چه سخت

است هنگامي كه در گوشه كنار شهر قدم ميزنيم و باانسان هاي آواره وبيچاره اي رو به رو مي شويم كه

دست نياز و كمك به به سوي ما دراز كرده اند و ما بي اعتنا و با غرور خاصي از كنار آنان عبور مي كنيم . در ان

زمان كه باران تندي شهر را فرا گرفته بود، دختركي هشت ساله در گوشه اي از پاركي ،خرج مادرش ، برادر

سه ساله اش و به خصوص خودش را با فروختن فال و برگه هاي سفيد يادداشت به سختي تامين مي كرد .

تا به خودش آمد بيشتر وسايلش زير باران خيس شده بود . دخترك خم شد و وسايلش را حتي آناني كه

خيس شده بودند را برداشت تا شايد درگذشت زمان خشك شوند و باز قابل استفاده شوند . دخترك

وسايلش را در لابه لاي دست هايش گذاشت و دوان دوان به سمت يكي از درختان بزرگ پارك رفت تا در زير آن 

درخت وسايلش را از دست قطرات باران نجات دهد . دو پسر جوان كه قصد اذيت كردن دخترك را داشتند جلوي

او را گرفتند و مانع عبور دخترك شدند . دخترك كه نگران وسايلش بود راهش را عوض كرد و با پاهاي كوچكش

به سوي درخت ديگري دويد . ولي باز آن دو پسر به او رسيدند و مانع عبور او شدند . يكي از آنها كه پسر قد

بلندي با موهاي بور بود برگه هاي فال را از دست دخترك ربود و پس از انداختن فال ها بر روي زمين آنها را با

پايش تكه تكه كرد . دو پسر جوان با خنده اي تحقير آميز از نگاه دخترك دور شدند. قطرات باران به گونه هاي دخترك بوسه مي زدند و به دخترك اميد به آينده مي دادند.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

سایت عاشقانه ی اورگ سوزلری

تماس باما

محل تبلیغات شما

مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/images/anymous.png
السا 16 در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
وااااااااااااااااااای عجب عشق قشنگی.چه رمانتیک.

/images/anymous.png
ایلار در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
الهی دلم سوخت

/images/anymous.png
ایلار در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
الهی دلم سوخت
پاسخ:دیونه خخخخ


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران