عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

اینجا خونه منه... اینجا همون جایست که گفتم میخوام حرفام را بگم همون جایی که گفتم وقتی نیستم ودلت برام تنگ شد به خونه ام بیا... اینجا فقط برای توست همه حرفام حقیقته.... به قول این آدما رسم زمونه است رسم دلای رنگارنگ آدما... یادمه گفتی فرق داری!!! گفتی نگاهت مثل آدمایی که دیدم نیست ... یادته خندیدم وباور کردم... یادته گفتم تا اخرش من هستم... یادته گفتی ازخدا میخوام اونی که من میخوام و خواست خداست تو باشی...دیدی خدا هم با ما یار نبود ... تورا محکوم نمیکنم... فقط میخوام الان که نیستی .. از این ساعتی که من را بی تو کرد وتو را بی من... فقط برات اینجا بنویسم بنویسم که چقدر دلم روز وشب سراغت را میگیره چقدر دلم میخواد باشی ... بنویسم که اگه بودی چقدر روزها وساعتهام قشنگ بود... اینجا مینویسم تا روزی که فراموشت کنم روزی که دیگه آپ نکردم بدون فراموشت کردم دوست دارم حتی اگه آدما سرزنشم کنند .. __ _█████____████ ___████__████_███ __███____████__███ __███_███___██__██ __███__███████___███ ___███_████████_████ ███_██_███████__████ _███_____████__████ __██████_____█████ ___███████__█████ ______████ _██ ______________██ _______________█ _████_________█ __█████_______█ ___████________█ ____█████______█ _________█______█ _____███_█_█__█ ____█████__█_█ ___██████___█_____█████ ____████____█___███_█████ _____██____█__██____██████ ______█___█_██_______████ _________███__________██ _________██____________█ _________█ ________█

آمار مطالب

:: کل مطالب : 779
:: کل نظرات : 214

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 6

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 26
:: باردید دیروز : 27
:: بازدید هفته : 107
:: بازدید ماه : 901
:: بازدید سال : 3164
:: بازدید کلی : 3164

♥هـــرکــس از دنیا چیــزی برداشــت ...من دست برداشـــتم♥

★ گذشت عشق ★
یکشنبه 06 بهمن 1392 ساعت 11:30 | بازدید : 1347 | نوشته ‌شده به دست uraksozu | ( نظرات 0 )

روزی پسری ، دختری را دید که خیلی ساکت هست گفت :چراساکت

هستین باچشمانی پر از اشک دخترک  جواب داد: من عاشق پسری

هستم واون پسرنمیدونه من عاشقش هستم ،پسرک گفت :من هم

عاشق دختری هستم که خیلی همدیگر رودوست داریم و یک سالی

هست عاشق هم دیگه هستیم ،دخترک با چشمانی  پر از اشک به

پسرک گفت:خوش به حال تو.دخترک به پسرک گفت میتونیم باز

همدیگر روببینیم . پسرک جواب داد:بله با هم قرار گذاشتن

که چند روز دیگه همدیگر رو ببینن . پسرک رفت .دخترک تا

اون روز خیلی انتظارمیکشید.واون روز فرا رسیدو دخترک رفت

همون جاولی پسرک نیومد چون برای پسرک مهمون اومد نتونست

بره .دخترک ناراحت رفت خونه .و چند روز بعد پسرک و  

دخترک همدیگررو دیدن دخترک با چشمانی پر ازاشک اومد پیش

پسر و به پسر گفت چرا اون روز نیومدی، پسر جواب داد مهمون

اومد نتونستم بیام شرمنده....دخترک گفت :میخوام یه چیزی

http://www.hot-music.ir/wp-content/uploads/2013/04/edame.gif


رو بهت بگم.پسر گفت بگومیشنوم.دخترک گفت من عاشقت شدم .در

حالی که پسرک عاشق دختر دیگری بود و دید دخترک  بعد اون

روزخوشحالی در چشماش دیده میشه درخواست دخترک را رد نکرد.

پسرک شماره ای به دخترک داد گفت هر وقت خواستی به این

شماره زنگ بزن.دخترک بعد از چند روز به پسرک زنگ زدو پشت

گوشی گریه میکرد پسرک گفت چی شده گفت عشقم کجا بودی دلم

برات تنگ شده اگه یه روز صداتو نشنوم میمیرم.دخترک هر

روز به پسرک زنگ میزد و با پسرک درد و دل میکرد و به پسرک

میگفت عاشقشه و دوسش داره و تا آخرش باهاشه . در حالی که

پسرک اون روزا هنوز معنی عشق رو نفهمیده بود . و همیشه

عشق رو مسخره میدونست.روزی دخترک برای پسرک sms داد و 

برای پسرک نوشته بود هیچ وقت توی هیچ شرایطی تنهام نذار

پسرک هم در جواب براش sms  داد من هیچ وقت تو رو تنها

نمیذارم فراموش نمیکنم حتی اگه تو منو تنها بزاری و

فراموشم کنی .پسرک یه روز نشسته بود یکدفعه sms  از طرف

دختره براش اومد  دخترک نوشته بود :لطفا  تو رو خدا

مزاحمم نشید پسرک وقتی sms  رو میخوند بغض جلوی چشماشو

گرفته بود دخترک چرا بهش گفته مزاحمش نشه اخه اون که کاری

نکرده بود. پسرک به خاطر دخترک از عشقش که یک سال با هاش

بود گذشته بود به خاطر اینکه دخترک شاد بشه از عشقش

گذشت .و اینطوری شد که دختری که روزی میگفت عاشق پسره

و دوسش داره و تنهاش نمیذاره ولش کرد و رفت. پسرک بعد از

اون اصلا زندگي براش  ديگه معنايي نداره و پسرك هنوز منتظر

دخترك هست تا اون از اون خبري بشه ولي دخترك پسرك را

فراموش کرده پسرك هر روز براي اون مثل يك سال ميگذره كه

ايا دخترك برميگرده ايا اون كسي كه ميگفت دوست دارم 

عاشقتم هميشه و همه جا تا اخر باهاتم برميگرده پسرك  هر

روز حالش بد تر ميشه  چون عشقش تركش كرده و رفته پسرك

تنها سوالي كه توي دلش باقي مونده اين هست كه چرارفت .

پسرك بازيچه دست اين و اون شد و اين شد سرنوشت اين پسرك

18 ساله كه هيشكي باورش نداشت دوسش نداشت . پسرك خواب به

چشماش نمياد هر شب جز اشك و غم و غصه كاري از دستش ساخته

نيست.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

سایت عاشقانه ی اورگ سوزلری

تماس باما

محل تبلیغات شما

مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟